فضانوردی به نام سرگی کریکالف داریم که بهش میگن آخرین مرد شوروی. این مدتی قبل از فروپاشی شوروی برای یک عملیات فضایی وارد ایستگاه فضایی Mir شد و وقتی برگشت زمین دیگه خبری از شوروی نبود. اما طی این مدت، تنهایی تو مدار زمین داشت میچرخید و اونجا گیر افتاده بود.

ماه می سال ۱۹۹۱، سرگی کریکالف برای بار دوم به عنوان مهندس پرواز با سایوز TM-12 ماموریتی رو شروع کرد به مقصد ایستگاه فضایی میر. توی این ماموریت دو نفر دیگه همراهیش میکردن. یکی به نام آناتولی آرتسبارسکی که فرمانده عملیات بود و یک فضانورد انگلیسی به نام هلن شارمن.
طی هفتهی اولی که تو ایستگاه بودن، هلن شارمن برگشت زمین و فقط کریکالف و آناتولی موندن تو ایستگاه. پس از مدتی که ماموریتشون به پایان میرسه، سازمان فضانوردی شوروی ازش میخواد که همچنان تو ایستگاه بمونه چون تیم بعدی که قراره بیان اونجا، مهندس ِ متخصص ندارن.

ازش خواستن که کمی بیشتر بمونه. اونم قبول کرد. اما از همون روزهای اولی که رفتن سمت ایستگاه فضایی، اتحاد جماهیر شوروی تو هرج و مرج افتاده بود و یک امپراطوری عظیم داشت از هم متلاشی میشد. اون موقع هیچکس تصوری از پیچیدگی شرایط نداشت و همه چی به ظاهر «خوب» داشت کار میکرد.
روزهای اولیهای که اینا در مدار قرار گرفتن، طبق دستوراتی که داشتن همراه با همکاراش روی وظایف روزانهشون یعنی تعمیر و نگهداری ایستگاه فضایی کار میکردن.یه روتین منظمی داشتن و طبق چک لیستایی که داشتن جلو میرفتن. آزمایشهای تحقیقاتی انجام میدادن، پیادهروی فضایی میرفتن و مابقی موارد.

حکومت که تغییر کرد، کمبود بودجهی شدیدی همه جا حس میشد و کار به جایی رسیده بود که میگفتن پول نداریم کریکالف رو برگردونیم. حتی تو اولویت کسی هم نبود که به فکر برگردوندن کریکالف به کشور باشن چون شاکلهی سیستمهای اداری کلا بهم ریخته بود.
و همین ترس به دلش انداخته بود که شاید دیگه بازگشتی به سمت زمین در کار نباشه و مجبور بود با این عدم قطیعت وضعیت، روزاش رو سپری کنه. اون مدت برای اینکه دیوونه نشه خودش رو غرق کرده بود تو انجام کارهای معمولی و روتین ایستگاه میر.

اقامت طولانی تو محیطی که در اون نیروی جاذبه وجود نداره و انسان تو شرایط بیوزنی به سر میبره، کریکالف رو با چالشهای جسمی و روانی وحشتناکی مواجه کرده بود. این نبود گرانش باعث آتروفی عضلات و کاهش تراکم استخوناش شده بود.
ماهیچههاش به شدت ضعیف شده بودن اون مدت و استخوناشم شکنندهتر شده بود. ماموریت اینا قرار بود چیزی حدود ۱۵۰ روز باشه در اصل. از نظر روانی هم، این ضربهی روحی انزوا خیلی براش عمیق بود. الگوهای خوابش بهم ریخته بودن و استرش ناشی از جدا افتادگی از مردم باعث شده بود دچار بیش فکری بشه.
یه نکتهی جالب اینجا اینه که همسرش هم تو همین صنعت فضایی شوروی کار میکرد و تو اتاق کنترل عملیاتهای فضایی بود. کریکالف بعضی وقتا با همسرش در تماس بود. یه بچه نه ماهه هم داشتن اون موقع. بعدا که کریکالف برگشت زمین، گفت اون بالا جدا از مشکلات خودم،
نگران اینم بودم که با اون چند دلاری که در ماه درآمدم بود، حالا که زنم میگفت قیمت همه چی انفجاری بالا رفته، چطور باید زندگی رو سر کنن وقتی من نیستم. اون درآمد کم و فقری که شوروی مسببش بود، حتی دامن آدمای سطح بالایی مثل کریکالف رو هم میگرفت.
هرچی بیشتر کریکالف تو مدار میموند، پول نقد تو روسیه هم کمیاب میشد و حالا شده بود کشوری که سفرهای ایستگاه فضایی رو برای جمع آوری سرمایه به دولتهای غربی فروخت. حتی اون موقع بحث فروش ایستگاه میر هم پیش اومد که باعث تعجب همه شد و اوج بیپولی فدراسیون روسیه رو نشون میداد.

کریکالف البته میتونست با یه کپسول سایوز که موجود بود باهاش برگرده ولی اگه اون کار رو میکرد، و میر رو ترک میکرد، این به معنی پایان اون ایستگاه فضایی بود. بنابراین ترجیح داد بمونه و ایستگاه رو حفظ کنه. عاقبت در ۲۵ مارس سال ۱۹۹۲ بهش خبر رسید که یکی رو میفرستن که جایگزینش بشه.
آخرین شهروند شوروی پس از اینکه طی مدت ۱۰ ماه یا ۳۱۱ روز تو اون ایستگاه فضایی موند و حدود ۵۰۰۰ بار دور زمین چرخیده بود، در نزدیکی شهر آرکالیک در جمهوری حالا مستقل قزاقستان فرود اومد. پس از برگشتش هم یک تیم پزشکی کمکش کردن تا از کپسول بیرون بیاد.
رنگش حسابی پریده بود و مثل یه تیکه خمیر خیس شده بود. صورتش رو با دستمال پاک کردن و یه ظرف غذای داغ و تازه بهش دادن. پس از ده ماه حالا هوای تازه و گرمای خورشید به تنش میخورد. چند ماه پس از بازگشت سلامت کاملش رو به دست آورد و دوباره برگشت سر تمرینات فضایی.

آقای سرگی کریکالف متولد سال ۱۹۵۸ میلادیه و الان در زمان پخش این ویدیو ۶۵ سالشه. ایشون جمعا حدود ۶ بار به فضا رفت و کلا یکی از رکورد داران موندن در خارج از فضای زمین در دنیاست.
